کوچه پس کوچه این شهر پر شده از یه هوس هوسی که داره ویرون می کنه هر چی که هست هوسی که از یاد ها برده عشقی هم هست کوچه پس کوچه این شهر پره از در به دری خونه های این محل پره از ناله و کین توی اون خونه پسری برای رفتن دخترک زار می زنه اون طرف اون دختره با نگاهش بقیه رو چوب می زنه اون یکی آروم آروم با خودش حرف می زنه، گله از دنیا و عالم می کنه توی اون خونه دختره واسه شکستن دلش آواز گریه سر داده گله از نا رفیقیها ی دنیا می کنه اون طرف تر یکی محتاج نون شبه ...... که دختر رو به زندگی امید وار می کنه کوچه پس کوچه این شهر پر شده از پول و فغان خونه های همون شده پیله ابریشمی رو حمون رو گذاشتیم زیر پا... با جسممون حرف میزنیم اونطرف تر یکی بی گناه بالای دار میره تو همین کوچه ولی یکی داره هر شب از طناب گناه بالا میره اون یکی به قلعه روسپیلان سر میزنه،تا یا لذت ببره.... یا بازم پول نون شب نداره تو همین پس کوچه ها یکی از دیوار مردم بالا می ره اون یکی نفس ِ یکی رو ازش می گیره .. فرار می کنه!!! اما هه! بالای دار نمی ره چرا؟ چون که پول داره این طرف توی اون کوچه خاکی یکی با گِ ل خونشو آباد می کنه، اونطرف حاجی آقا واسه کاشی لعاب دیده ناز میکنه کی حق زندگی داره؟ اون که آبو نون نداره؟ یا گناهی نداره؟ یا اونکه اونقدرنون داره که داره بالا می یاره؟ کی حق عاشقی داره؟ اونکه یه کم مرام داره؟ یا اونکه... فکر دو دوتا چهار تاشه؟ کوچه پی کوچه این شهر دیگه احساس نداره دیگه جایی واسه موندن نداره کوچه پس کوچه هامون رو همه به بیراهه زدیم کوچه پس کوچه ای نیست که یه جوون ِ عاشق سرش سوت بزنه دختری نیست که با چادر سیاهش دل پسر رو ببره عشقها همه اسیر هوسن محبتها دیگه پوشالی شدن دیگه یه حس ناب توی دستهای کسی نمی بینی که رهات کنه از بیکسی همه جا پر شده از یه هوس توی این کوچه پس کوچه یکی هست که هر شب داره پرسه می زنه ... ولی گریزی نداره کوچه پی کوچه ها و محله ها و خونه های پر عاطفه دیگه همشون شدن یه خاطره احساس و عشق و وفا دیگه معنا نداره اون که مزدا نداره.. اون که خونه تو فرشته نداره.. هه! حق عاشق شدن نداره چرا؟ چون هیچ دختری دوستش نداره کوچه پس کوچه های این شهر که پر شده از یه غبار...... یه زمانی پر بود از حسهای ناب یعنی وجدان چی شده؟اونهمه مهر و وفا و صداقت چی شده؟ تو کوچه پس کوچه این شهر دیگه مهتاب نمی یاد آخه اون سفید ِ بی ریا ، میون رنگ و ریا نمی یاد کوچه پس کوچه این شهر پره از رنگ و ریا پره از هوسهای بی شرم و حیا چشماتونو باز کنین کبکه نشین ! سرتونو زیر ِ برف نکنین کی دیگه صادقه با هاتون؟ همه از هم گریزونند کوچه پس کوچه این شهر رو داره ویرون می کنه یه هوس هوسی که هر چی هست ، دست آموخته خود ماست داره ویرون می کنه هر چی که بود... هر چی که هست دیگه هیچی نداریم دیگه عشقی نداریم فقط به جا مونده همون هوس همون هوس بلا عوض