www. B O GH Z E   M O B H A M . BlogSpot.com

 

[ روزمر ِگی ِ مبهم ]

آرشیو

Home
Email

بغض ِ مـُـبهــَـم

 

|


Archive

[ گاه نوشت مبهم ]


دیوارای اتاق داره می یاد جلو تر و جلوتر
آسمون اومده پایین
زمینی دیگه در کار نیست
دارم له می شم نه؟
ماشینا کجان؟ اونا هم فکر کنم اوراقشون کردن
مورچه ها رو هواست باشه له نکنی؟ آخه اونا تو نگاهشون یه دنیای دیگه است
صدای زوزه گرگ می یاد از تو اسپیکر های کامپیوتر
دنیا دیگه اون دنیا نیست
دلم برای یه درد دل لک زده
واسه یه نگاه
واسه یه کوچه خلوت که توش فقط جیغ بزنی و تا ته دنیا بری
ته یه کوچه یه کلاغ نشسته روی زمین یه خوکچه هندی رفته بالای درخت داره غار غار می کنه
منم که نمی دونم جام کجاست
هوایی دیگه نیست داره هی کمتر می شه
جامم هی داره هر روز تنگتر می شه
تو کجایی آخه
تو که خودت یه دنیایی
دستهامو نگاه کن؟ از این باید پر رنگ تر باشه؟
یا که نگاهم از این باید پر شور تر و ملتمسانه تر باشه؟
کجا باید دنبالت بگردم؟
چقدر عقربه های ساعت امشب کند می گذره یعنی اینقدر عادت کردم به بودنت؟
چرا کرم خاکی که تو سوراخ های مغزم داره راه می ره راحتم نمی زاره؟
جواب همهمه های تو مغزمو کی می ده؟
دستامو چه راحت گرفتی تو مشتتو منو دنبالت می کشونی
چقدر دوست دارم دستهات رو ی موهام بو د و نوازشت رو ی پوست تنم
چقدر زود گذشتیم و چقدر زود می گذره
نکنه تموم بشه و یه خواب خوب زود تموم بشه
مگسه هی داره بالای چشمام ویز ویز می کنه و گوشام می شنوه
توی این دنیای سیاه و نامرد در هم و بر هم یه چیزی که خیلی ساده است کمه
که اگه بود همه چیز درست بود
صداقت و عشق
برام از اون پایین می یاریشون؟
فقط تویی که می فهمی من چی دارم می گم نه؟ من دارم می رم اون طرف رود خونه با هام می یای؟
*******
یک:خسته ام
دو:کلافه ام
سه :می خوام خفه شم
چهار :نمی دونم

طناز، ساعت 11:44 PM


 

Top